Monday, December 10, 2012

Bertrand Russell's Message to the Future

Making an exception for one of the greatest minds of the 20th century.


Tuesday, November 6, 2012

داریوش - طلایه دار



ای بزرگ موندنی ای طلایه‌دار روز
سایه گستر رو تن از گذشته تا هنوز
ای صدات صدای نور تو شب پوسیدنی
ای سخاوت غمت بهترین بوسیدنی

واسه این شرقی تن داده به باد
تو گوارایی حس وطنی
تو شقاوت شب قرن یخی
تو شكوفایی تاریخ منی

اگه شعرم زمزمه توی بازار صداست
طپش قلبم اگه پچ‌پچ شاپركهاست
تو رو فریاد می‌زنم ای كه معجزه گری
ای كه این شبزده رو به سپیده می‌بری

واسه این شرقی تن داده به باد
تو گوارایی حس وطنی
تو شقاوت شب قرن یخی
تو شكوفایی تاریخ منی

ای تو یاور بزرگ همه قلبهای شكسته
ای تو مرهم عزیز هرچی دست پینه بسته
رو كدوم قله نشستی تو كه دنیا زیر پاته
غصه دستهای خالی لرزش پاكه صداته

توی قرن دود و آهن تو رسول گـل و نوری
تو عطوفت مسلم تو حقیقت غروری
واسه این شرقی تن داده به باد
تو گوارایی حس وطنی
تو شقاوت تو شقاوت شب قرن یخی
تو، تو شكوفایی تاریخ منی

تو مفسر محبت تو طلایه‌دار صبحی
فاتح تاریخی من تو خود سردار صبحی
اسم تو اسم شب من به شكوه اسم اعظم
متبرك و عزیزی مثل سجده گاه آدم

واسه این شرقی تن داده به باد
تو گوارایی حس وطنی
تو شقاوت شب قرن یخی
تو شكوفایی تاریخ منی

واسه این شرقی تن داده به باد
تو گوارایی حس وطنی
تو شقاوت شب قرن یخی
تو شكوفایی تاریخ منی

استاد ایرج جنتی عطایی -

Saturday, October 27, 2012

Andrea Bocelli and Sarah Brightman - Time To Say GoodBye



Time to say goodbye
 
Sarah:
When I'm alone I dream of the horizon and words fail me.
There is no light in a room where there is no sun
and there is no sun if you're not here with me, with me.
From every window unfurls my heart the heart that you have won.
Into me you've poured the light,
the light that you found by the side of the road.

Time to say goodbye.
Places that I've never seen or experienced with you.
Now I shall, I'll sail with you upon ships across the seas,
seas that exist no more,
it's time to say goodbye.


Andrea:
When you're far away I dream of the horizon and words fail me.
And of course I know that you're with me, with me.
You, my moon, you are with me.
My sun, you're here with me with me, with me, with me.

Time to say goodbye.
Places that I've never seen or experienced with you.
Now I shall, I'll sail with you upon ships across the seas,
seas that exist no more,


Both:
I'll revive them with you.
I'll go with you upon ships across the seas,
seas that exist no more,
I'll revive them with you.
I'll go with you.

You and me.

Julio Iglesias - Compilation

Demis Roussos - Forever and Ever

Earl Grant - At The End of A Rainbow

Saturday, October 13, 2012

حسين پناهي - خوب می دانم




این جایم
بر تلی از خاکستر
پا بر تیغ می کشم
و به فریب هر صدای دور
دستمال سرخ دلم را تکان میدهم...سیاه سیاهم
با زرد هماهنگم کن استاد!
گاه حجم یک کلاغ
...کنتراست یک تابلو را حفظ میکند
به ساعت نگاه می کنم حدود 3 نصفه شب است
چشم می بندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره می روم
سو سوی چند چراغ مهربان
و سایه های کشتزار شبگردان خمیده و خاکستریِ گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانی چند خروس
از شوق به هوا می پرم
چون کودکیم
و خوشحال که هنوز
معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا می پرم و
خوب می دانم
...سالهاست که مُرده ام

حسين پناهي

Thursday, October 11, 2012

Chris de Burgh - Sailor

Sailor, can you hear me,
Sailor, hear my call,
Sailor, take me with you,
Sailor, take me home...


Tuesday, September 25, 2012

Thursday, September 13, 2012

حسین پناهی - این بود زندگی

میزی برای کار
کاری برای تخت
تختی برای خواب
خوابی برای جان
جانی برای مرگ
مرگی برای یاد
یادی برای سنگ

این بود زندگی

 حسین پناهی -

Wednesday, September 5, 2012

فروغ فرخ زاد - فتح باغ



آن کلاغی که پرید
از فراز سر ما
و فرو رفت در اندیشه ی آشفته ی ابری ولگرد
و صدایش همچون نیزه ی کوتاهی پهنای افق را پیمود
خبر ما را با خود خواهد برد به شهر
همه میدانند
همه میدانند
که من و تو از آن روزنه ی سرد عبوس
باغ را دیدیم
و از آن شاخه ی بازیگر دور از دست
سیب را چیدیم
همه میترسند
همه میترسند ، اما من وتو
به چراغ و آب و آینه پیوستیم
و نترسیدیم

سخن از پیوند سست دو نام
و همآغوشی در اوراق کهنه ی یک دفتر نیست
سخن از گیسوی خوشبخت منست
با شقایقهای سوخته ی بوسه ی تو
و صمیمیت تن هامان در طراری
و درخشیدن عریانیمان
مثل فلس ماهی ها در آب
سخن از زندگی نقره ای آوازیست
که سحر گاهان فواره ی کوچک میخواند

مادر آن جنگل سبزسیال
شبی از خرگوشان وحشی
و در آن دریای مضطرب خونسرد
از صدف های پر از مروارید
و در آن کوه غریب فاتح
از عقابان جوان پرسیدیم
که چه باید کرد؟
همه میدانند
همه میدانند
ما به خواب سرد و ساکت سیمرغان ره یافته ایم
ما حقیقت را در باغچه پیدا کرد ه ایم
در نگاه شرم آگین گلی گمنام
و بقا را در یک لحظه ی نامحدود
که دو خورشید به هم خیره شدند

سخن از پچ پچ ترسانی در ظلمت نیست
سخن از روزست و پنجره های باز
و هوای تازه
و اجاقی که در آن اشیاء بیهده میسوزند
و زمینی که ز کشتی دیگر بارور است
و تولد و تکامل و غرور
سخن از دستان عاشق ماست
که پلی از پیغام عطر و نور و نسیم
بر فراز شبها ساخته اند
به چمنزار بیا
به چمنزار بزرگ
و صدایم کن از پشت نفس های گل ابریشم
همچنان آهو که جفتش را

پرده ها از بغضی پنهانی سرشارند
و کبوترهای معصوم
از بلندی های برج سپید خود
به زمین مینگرند

Tuesday, August 28, 2012

Wednesday, July 25, 2012

فرهاد - وقتی بچه بودم



وقتی که من بچه بودم
پرواز یک بادبادک
می بردت از بام های سحرخیزی پلک
تا
نارنجزاران خورشید
آه
آن فاصله های کوتاه
وقتی که من بچه بودم
خوبی زنی بود که بوی سیگار می داد
و اشکهای درشتش
از پشت آن عینک ذره بینی
با صوت قرآن می آمیخت
وقتی که من بچه بودم
آب و زمین و هوا بیشتر بود
وجیرجیرک
شب ها
درمتن موسیقی ماه و خاموشی ژرف
آواز می خواند
وقتی که من بچه بودم
لذت خطی بود
ازسنگ
تا زوزه آن سگ پیر و رنجور
آه
آن دستهای ستمکار معصوم
وقتی که من بچه بودم
می شد ببینی
آن قمری ناتوان را
که بالش
زین سوی قیچی
با باد می رفت
می شد
آری
می شد ببینی
و با غروری به بیرحمی بی ریایی
تنها بخندی
وقتی که من بچه بودم
درهرهزاران و یک شب
یک قصه بس بود
تاخواب و بیداری خوابناکت
سرشار باشد
وقتی که من بچه بودم
زور خدا بیشتر بود
وقتی که من بچه بودم
برپنجره های لبخند
اهلی ترین سارهای سرور آشیان داشتند
آه
آن روزها گربه های تفکر
چندین فراوان نبودند
وقتی که من بچه بودم
مردم نبودند
وقتی که من بچه بودم
غم بود
اما
کم بود

بیستم اردیبهشت ۱۳۴۷ – تهران
شعر از اسماعیل خویی 

Wednesday, July 18, 2012

شادمهر عقيلى - انتخاب



درگیر رویای توام، منو دوباره خواب کن
دنیا اگه تنهام گذاشت، تو منو انتخاب کن
دلت از آرزوی من، انگار که بی خبر نبود
حتی تو تصمیمای من، چشمات بی اثر نبود
خواستم بهت چیزی نگم، تا با چشام خواهش کنم
درارو بستم روت تا، احساس آرامش کنم
باور نمی کنم ولی، انگار غرور من شکست
اگه دلت میخواد بری، اصرار من بی فایدست
هر کاری می کنه دلم، تا بغضمو پنهون کنه
کی میتونه فکر تو رو، از سر من بیرون کنه
یا داغ رو دلم بزار، یا که از عشقت کم نکن
...تمام تو سهم منه، به کم قانعم نکن

سیاوش قمیشی - غروب

...به یاد کودکی ها


Tuesday, July 17, 2012

ایرج جنتی عطایی - سرود عاشقانه ها

من برایت سرود خواهم ساخت.
واژه ها
                - واژه ها
واژه ها با من آشنا هستند.
واژه ی پرغرور چشمانت
چلچراغ شبان خاموشی.
واژه ی دلپذیر دستانت
آهوان رمیده ی
                   - غمناک.
و لبت
          - کال گیلاس تازه ی مرطوب.
و طلوع پگاه دندانهایت
صدفان گرفته صف در جام،
و بهار نجیب آغوشت
مأمن قدسی نهیب هراس.
واژه ی پرشکوه اندامت
- .............................. –
واژه ها
         - واژه ها
واژه ها با من آشنا هستند.
من برایت سرود خواهم ساخت.

Wednesday, July 11, 2012

ایرج جنتی عطایی - یاور همیشه مؤمن



ای به داد من رسیده
تو روزای خود شکستن
ای چراغ مهربونی
تو شبای وحشت من
ای تبلور حقیقت
توی لحظه های تردید
تو منو از شب گرفتی
تو منو دادی به خورشید
اگه باشی یا نباشی
برای من تکیه گاهی
برای من که غریبم
تو رفیقی جون پناهی
ناجی عاطفه ی من
شعرم از تو جون گرفته
رگ خشک بودن من
از تن تو خون گرفته
اگه مدیون تو باشم
اگه از تو باشه جونم
قدر اون لحظه نداره
که منو دادی نشونم
وقتی شب، شب سفر بود
توی کوچه های وحشت
وقت هر سایه کسی بود
واسه بردنم به ظلمت
وقتی هر ثانیه ی شب
تپش هراس من بود
وقتی زخم خنجر دوست
بهترین لباس من بود
تو با دست مهربونی
به تنم مرهم کشیدی
برام از روشنی گفتی
پرده ی شبو دریدی
یاور همیشه مؤمن
تو برو سفر سلامت
غم من نخور که دوری
برای من شده عادت
ای طلوع اولین دوست
ای رفیق آخر من
به سلامت، سفرت خوش
ای یگانه یاور من
مقصدت هر جا که باشه
هر جای دنیا که باشی
اونور مرز شقایق
پشت لحظه ها که باشی
خاطرت باشه که قلبت
سپر بلای من بود
تنها دست تو رفیق
دست بی ریای من بود

Marvin Gaye and Tammi Terrel - Ain't No Mountain High Enough

Friday, July 6, 2012

John Mayer - Gravity

Oh gravity is working against me now
And gravity wants to bring me down

Twice as much ain't twice as good
And can't sustain like a one half could
It's wanting more
That's gonna send me to my knees

Oh gravity, stay the hell away from me...

Sunday, July 1, 2012

حسین پناهی - مگسی را کشتم

مگسی را کشتم
 نه به این جرم که حیوان پلیدی است، بد است
و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است
طفل معصوم به دور سر من میچرخید
به خیالش قندم
یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به این حد گندم
ای دو صد نور به قبرش بارد
مگس خوبی بود
من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد
مگسی را کشتم

Wednesday, June 6, 2012

Sunday, May 13, 2012

گوگوش - مرداب

میون یه دشت لخت زیر خورشید کویر
مونده یک مرداب پیر توی دست خاک اسیر
منم اون مرداب پیر از همه دنیا جدام
داغ خورشید به تنم زنجیر زمین به پام

من همونم که یه روز می خواستم دریا بشم
می خواستم بزرگترین دریای دنیا بشم
آرزو داشتم برم تا به دریا برسم
شبو آتیش بزنم تا به فردا برسم

اولش چشمه بودم زیر آسمون پیر
اما از بخت سیام راهم افتاد به کویر
چشم من به اونجا بود پشت اون کوه بلند
اما دست سرنوشت سر رام یه چاله کند

توی چاله افتادم خاک منو زندونی کرد
آسمونم نبارید اونم سرگرونی کرد
حالا یه مرداب شدم یه اسیر نیمه جون
یه طرف میرم تو خاک یه طرف به آسمون

خورشید از اون بالاها زمینم از این پایین
هی بخارم می کنن زندگیم شده همین
با چشام مردنمو دارم اینجا می بینم
سرنوشتم همینه من اسیر زمینم

هیچی باقی نیست ازم لحظه های آخره
خاک تشنه همینم داره همراش می بره
خشک میشم تموم میشم فردا که خورشید میاد
شن جامو پر می کنه که میاره دست باد

استاد ایرج جنتی عطایی -

Wednesday, May 9, 2012

Philip King & His Harp Universe - Royalty

I rarely comment on the music I post here.  In my eyes, anything I write would not but degrade it.  Music is the ultimate mesmerizing beauty; the mysterious, captivating, hypnotic journey that each must embark on his own.

This time I would like to make an exception.

I was walking by the beach the other day when I saw this guy, Philip King, sitting in a corner playing his harp.  His music blended with the sound of hushing ocean waves and the cool breeze, instantly captivated my soul.  I was all but paralyzed.

Sat right there and let his music fill my soul for what felt like an eternity...

Truly fascinating.


"Love is as old as time,
and as new as the moment
it changes your life."



Friday, March 23, 2012

محسن نامجو - شیوه ی نوشین لبان

شیوه ی نوشین لبان خدا خدایا
چهره نشان دادن است عزیز من
پیشه ی اهل نظر دیدن و جان دادن است
چون به لعلش می رسی خدا خدا
جان بده و دم مزن عزیز من
مزد چنین عاشقی، نقد روان دادن است

من از دست غمت، من از دست غمت، عزیزم
چه مشکل ببرم جان، چه مشکل ببرم جان

با ما بی وفا تو که نبودی
پر جور و جفا تو که نبودی
دور از دل ما تو که نبودی
بی مهر و وفا تو که نبودی

من از دست غمت، من از دست غمت، عزیزم
چه مشکل ببرم جان، چه مشکل ببرم جان

محسن نامجو - الکی

Saturday, February 25, 2012

Bee Gees - How Deep Is Your Love

I know your eyes in the morning sun
I feel you touch me in the pouring rain
And the moment that you wander far from me
I want to feel you in my arms again
And you come to me on a summer breeze
Keep me warm in your love, then you softly leave
And it's me you need to show

How deep is your love, how deep is your love
How deep is your love?
I really mean to learn
Cause we're living in a world of fools
Breaking us down when they all should let us be
We belong to you and me

I believe in you
You know the door to my very soul
You're the light in my deepest, darkest hour
You're my savior when I fall
And you may not think that I care for you
When you know down inside that I really do
And it's me you need to show

How deep is your love, how deep is your love
How deep is your love?
I really mean to learn
Cause we're living in a world of fools
Breaking us down when they all should let us be
We belong to you and me


Tuesday, February 21, 2012

The Bee Gees- I Can't See Nobody

I walk the lonely streets; I watch the people passing by.
I used to smile and say hello; Guess I was just a happy guy.
Then you happened girl; This feeling that possesses me.
I just can't move myself; I guess it all just had to be.

I can't see nobody... no, I can't see nobody.
My eyes can only look at you... you.

I used to have a brain; I used to think of many things.
I watched the falling rain and listened to the sweet birds sing.
Don't ask me why little girl; I love you and that's all I can say.
You're every every breath I take; You are my nights, my night and day.

I can't see nobody... no, I can't see nobody.
My eyes can only look at you... you.

Every single word you hear, is coming from this heart of mine.
I never felt like this before, a love like yours so young and fine.
And now as I try to forget you, it doesn't work out any way.
I loved you such a long time ago, but in my eyes you'll always be.
Every single word you hear, is coming from this heart of mine.
I loved you such a long time ago, don't know why.
And I don't know why...

I can't see nobody... no, I can't see nobody.
My eyes can only look at you... you.


Monday, January 30, 2012

Samuel Beckett

Ever failed.

No matter.

Try again.

Fail again.

Fail better.

Samuel Beckett (1906-1989)

Friday, January 20, 2012

حسن شماعی زاده - هیاهو


ما دو تا پنجره بودیم، گفتی که باید بمیریم
دیوارا همه خراب شد ولی ما هنوز اسیریم
ما هنوزم مثل مرداب مسخ آینه ی کویریم
ما همونیم که می خواستیم خورشیدُ با دست بگیریم

گوگوش - کویر

Sunday, January 1, 2012

داریوش - فریاد زیر آب

سال نو با نام عشق

ضيافت هاي عاشق را خوشا بخشش، خوشا ايثار
خوشا پيدا شدن در عشق، براي گم شدن در يار
چه دريايي ميان ماست خوشا ديدار ما در خواب
چه اميدي به اين ساحل، خوشا فرياد زير اب

خوشا عشق و
خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن
خوشا از عاشقي مردن

اگر خوابم، اگر بيدار
اگر مستم، اگر هشيار
مرا ياراي بودن نيست
تو ياري کن مرا اي يار

تو اي خاتون خواب من
من تن خسته را در ياب
مرا هم خانه کن تا صبح
نوازش کن مرا تا خواب

هميشه خواب تو ديدن، دليل بودن من بود
چراغ راه بيداري، اگر بود از تو روشن بود
نه از دور و نه از نزديک
تو از خواب امدي، اي عشق
خوشا خود سوزي عاشق
مرا اتش زدي اي عشق
استاد ایرج جنتی عطایی -