Wednesday, July 25, 2012

فرهاد - وقتی بچه بودم



وقتی که من بچه بودم
پرواز یک بادبادک
می بردت از بام های سحرخیزی پلک
تا
نارنجزاران خورشید
آه
آن فاصله های کوتاه
وقتی که من بچه بودم
خوبی زنی بود که بوی سیگار می داد
و اشکهای درشتش
از پشت آن عینک ذره بینی
با صوت قرآن می آمیخت
وقتی که من بچه بودم
آب و زمین و هوا بیشتر بود
وجیرجیرک
شب ها
درمتن موسیقی ماه و خاموشی ژرف
آواز می خواند
وقتی که من بچه بودم
لذت خطی بود
ازسنگ
تا زوزه آن سگ پیر و رنجور
آه
آن دستهای ستمکار معصوم
وقتی که من بچه بودم
می شد ببینی
آن قمری ناتوان را
که بالش
زین سوی قیچی
با باد می رفت
می شد
آری
می شد ببینی
و با غروری به بیرحمی بی ریایی
تنها بخندی
وقتی که من بچه بودم
درهرهزاران و یک شب
یک قصه بس بود
تاخواب و بیداری خوابناکت
سرشار باشد
وقتی که من بچه بودم
زور خدا بیشتر بود
وقتی که من بچه بودم
برپنجره های لبخند
اهلی ترین سارهای سرور آشیان داشتند
آه
آن روزها گربه های تفکر
چندین فراوان نبودند
وقتی که من بچه بودم
مردم نبودند
وقتی که من بچه بودم
غم بود
اما
کم بود

بیستم اردیبهشت ۱۳۴۷ – تهران
شعر از اسماعیل خویی 

Wednesday, July 18, 2012

شادمهر عقيلى - انتخاب



درگیر رویای توام، منو دوباره خواب کن
دنیا اگه تنهام گذاشت، تو منو انتخاب کن
دلت از آرزوی من، انگار که بی خبر نبود
حتی تو تصمیمای من، چشمات بی اثر نبود
خواستم بهت چیزی نگم، تا با چشام خواهش کنم
درارو بستم روت تا، احساس آرامش کنم
باور نمی کنم ولی، انگار غرور من شکست
اگه دلت میخواد بری، اصرار من بی فایدست
هر کاری می کنه دلم، تا بغضمو پنهون کنه
کی میتونه فکر تو رو، از سر من بیرون کنه
یا داغ رو دلم بزار، یا که از عشقت کم نکن
...تمام تو سهم منه، به کم قانعم نکن

سیاوش قمیشی - غروب

...به یاد کودکی ها


Tuesday, July 17, 2012

ایرج جنتی عطایی - سرود عاشقانه ها

من برایت سرود خواهم ساخت.
واژه ها
                - واژه ها
واژه ها با من آشنا هستند.
واژه ی پرغرور چشمانت
چلچراغ شبان خاموشی.
واژه ی دلپذیر دستانت
آهوان رمیده ی
                   - غمناک.
و لبت
          - کال گیلاس تازه ی مرطوب.
و طلوع پگاه دندانهایت
صدفان گرفته صف در جام،
و بهار نجیب آغوشت
مأمن قدسی نهیب هراس.
واژه ی پرشکوه اندامت
- .............................. –
واژه ها
         - واژه ها
واژه ها با من آشنا هستند.
من برایت سرود خواهم ساخت.

Wednesday, July 11, 2012

ایرج جنتی عطایی - یاور همیشه مؤمن



ای به داد من رسیده
تو روزای خود شکستن
ای چراغ مهربونی
تو شبای وحشت من
ای تبلور حقیقت
توی لحظه های تردید
تو منو از شب گرفتی
تو منو دادی به خورشید
اگه باشی یا نباشی
برای من تکیه گاهی
برای من که غریبم
تو رفیقی جون پناهی
ناجی عاطفه ی من
شعرم از تو جون گرفته
رگ خشک بودن من
از تن تو خون گرفته
اگه مدیون تو باشم
اگه از تو باشه جونم
قدر اون لحظه نداره
که منو دادی نشونم
وقتی شب، شب سفر بود
توی کوچه های وحشت
وقت هر سایه کسی بود
واسه بردنم به ظلمت
وقتی هر ثانیه ی شب
تپش هراس من بود
وقتی زخم خنجر دوست
بهترین لباس من بود
تو با دست مهربونی
به تنم مرهم کشیدی
برام از روشنی گفتی
پرده ی شبو دریدی
یاور همیشه مؤمن
تو برو سفر سلامت
غم من نخور که دوری
برای من شده عادت
ای طلوع اولین دوست
ای رفیق آخر من
به سلامت، سفرت خوش
ای یگانه یاور من
مقصدت هر جا که باشه
هر جای دنیا که باشی
اونور مرز شقایق
پشت لحظه ها که باشی
خاطرت باشه که قلبت
سپر بلای من بود
تنها دست تو رفیق
دست بی ریای من بود

Marvin Gaye and Tammi Terrel - Ain't No Mountain High Enough

Friday, July 6, 2012

John Mayer - Gravity

Oh gravity is working against me now
And gravity wants to bring me down

Twice as much ain't twice as good
And can't sustain like a one half could
It's wanting more
That's gonna send me to my knees

Oh gravity, stay the hell away from me...

Sunday, July 1, 2012

حسین پناهی - مگسی را کشتم

مگسی را کشتم
 نه به این جرم که حیوان پلیدی است، بد است
و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است
طفل معصوم به دور سر من میچرخید
به خیالش قندم
یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به این حد گندم
ای دو صد نور به قبرش بارد
مگس خوبی بود
من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد
مگسی را کشتم