آآه. چقدر غم آلوده ام این روزها. برای دختران اصفهان. آن دختران نصف جهان که به چشم بر هم زدنی جهانشان نصف شد. باور نمی کنم. باور نمی کنم بیکرانی توحشی را که ناباورانه پیچک امید دختری را می خشکاند. باور نمی کنم توحش دینداریِ دین داری را که از برای سگ لیسه ای بر «جوی شیر و عسل» موعود بر گل صورت دخترکی اسید می پاشد.
ننگ بر این دین کثیف و دو صد ننگ بر آن خدای کثیف تر
ننگ بر این دین کثیف و دو صد ننگ بر آن خدای کثیف تر
و ننگ بر فطرت پست انسان مسلمان
این روزها دلم گرفته است... کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
No comments:
Post a Comment